بسم ربی…
اعتکاف علمی قصرقند، با هدف ارتقای توانمندی علمی دانش آموزان سوم و چهارم، نوروز96 برگزارشد. تیم جهادی از 26اسفند تا 1فروردین به مدت 6 روز لذت همدلی و همراهی با فرزندان بلوچ را تجربه کردند. حدود 15 دانش آموز سوم تجربی و ریاضی، در این زمان، در اردو حاضرشدند. حدود60 دانش آموز چهارم تجربی و انسانی از 26اسفند تا 10فروردین، به مدت 14روز، برنامه مطالعاتی را پی گرفتند. توضیح اینکه: پیش از بازگشت تیم جهادی، هماهنگی های لازم برای پیگیری و برگزاری ادامه اعتکاف توسط مسئولین بومی، انجام گرفت. ضمنا گروه دیگری از عزیزان السابقون، در روزهای بعد برای اطمینان از برقراری مطلوب اعتکاف، در پایگاه قصرقند، حاضرشدند.
برای اعتکاف علمی نوروز، برنامه ای دربردارنده همه دروس، توسط کمیته آموزش السابقون، تدوین شده بود که به صورت مشترک در پایگاه های گروه در مناطق مختلف اجراشود. طبق برنامه، هرروز دو آزمون تستی برگزار می شد و پاسخنامه کلیدی و تشریحی و رتبه بندی و عملکرد بچه ها، به طور منظم، ارائه می شد. همچنین در نخستین روز، کتاب های کمک آموزشی چاپ جدید، بین دانش آموزان توزیع شد. برگزاری مشاوره های فردی و جمعی، جهت موفقیت تحصیلی و حمایت و هم نوایی با بچه ها، به طور مستمر، پیگیری شد.
از درس و کتاب و کنکور که بگذریم، صحبت از صفا و صمیمیت و یکرنگی است… از اینجا به بعد، حرف، حرف دل است! در این فرصت کوتاه، خاطرات خوشی ساختیم. لحظات نابی رقم زدیم. لحظه تحویل سال برای خیلی هایمان، فراموش نشدنی خواهد بود. آنجا که زیر سایه خنک درخت، نوای یا مقلب القلوب را هم خوانی کردیم و باهم، برای هم دعاکردیم… بعد راس ساعت(یا کمی زود یا دیرتر!) بادکنک ترکاندیم و برف شادی زدیم و همدیگر را درآغوش گرفتیم…
وقتی سفر ما به نیمه رسید، برای رفع خستگی از بچه ها و خودمان!، یک مسابقه فوتسال پر جوش و خروش ترتیب دادیم. آن شب، در تنها سالن شهرستان، دویدیم و فریادزدیم و خندیدیم…
طبق برنامه، زمان های درسی هرروز 7صبح آغاز می شد. با بچه ها قرارگذاشتیم قبل از شروع کلاس ها، ”همه” در حیاط جمع شویم و دسته جمعی ورزش کنیم…هرروز گردهم حلقه می زدیم و باز می دویدیم و می خندیدیم و فریاد می زدیم…
قصه قصرقند با پایان اردو تمام نشد… دلنوشته های بچه ها و ابراز محبتشان، عکس هایشان، و یادشان، #شیرینی قصر #قند را در کاممان تازه می کند.

معتقدم،

بچه های تیم جهادی، پس از سفر به دیار بلوچ، رشد و همت را برای خود به یادگار می برند. سبک بال و ورزیده(و خسته و کوفته!!!) وارد شهر آشوب می شوند…
بچه های بلوچ، سرحال و امیدوار و قدردان، با نیرویی تازه، مشغول تحصیل می شوند…
مسئولین عزیز بومی، استوارتر از قبل، دل به کار می دهند و فردایی روشن نقاشی می کنند…

یادمان هست… فرمود: ”لیس للانسن الا ما سعی”(سوره نجم-آیه39)

مجید زاهدیان، محمدصدرا رجبی، علی سلیمانی، علی لطفی

1

آزمون، رقابت و رفاقت

2

توزیع کتب کمک آموزشی

3

مشاوره فردی

4

ورزش صبحگاهی، هفت صبح!

5

تیم جهادی و کادر بومی، همدل و همراه…

6

جشن تحویل سال در جمع باصفای بچه ها

7

مسابقه ویژه_لحظات آغازین سال 96

8

فوتبالیست ها

9 10 11 12

13

عکس آخر_دلی که جا ماند…

14

برنامه درسی، یک روز کامل!

1 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *